زندگینامه شهیده نسترن خسروی
شهیده نسترن خسروی در مهر ۱۳۸۱ در شهرستان چابهار چشم به جهان گشود. پدرش کارمند اداره کل شیلات بود و به دلیل شغل پدر چند سالی از دوران کودکی خود را در شهر مشهد گذراند.
در جوار بارگاه امام رضا (علیهالسلام) بزرگ شد و فضایی سرشار از معنویت و انساندوستی در زندگیاش شکل گرفت. در سنین مدرسه به زادگاه خود بازگشت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد.
نسترن دختری فعال، مهربان و پرتلاش بود و در محیط مدرسه حضوری پررنگ داشت و همیشه جزو دانشآموزانی بود که مسئولیتهای مختلف را با جدیت و دقت بر عهده میگرفت. همواره در اجرای برنامههای مدرسه پیشگام بود و دوستان و معلمانش او را به عنوان الگویی از پشتکار و نظم میشناختند.
علاوه بر تحصیل علاقهمند به ورزش و دفاع شخصی بود و همراه با خواهر بزرگترش در کلاسهای رزمی کونگ فو شرکت میکرد. تلاش و پشتکار او در این رشته موجب شد تا موفق به دریافت شال نارنجی کونگ فو شود که این نشانهای از مهارت، جدیت و اراده او در هر کاری که انجام میداد.
نسترن علاوه بر فعالیتهای علمی و ورزشی، قلبی پر از محبت و عشق به اهل بیت (علیهمالسلام) داشت. روز تاسوعای سال ۱۳۸۹ با شور و اشتیاق فراوان مادر و خواهرش را به مجلس قرائت زیارت عاشورا برد و سپس در قالب دسته عزاداری هیئت عزاداران محبان اهل بیت که پدرش از اعضای هیئت امنای آن بود همراه خانواده خود برای حضور در مراسم عزاداری به خیابانهای شهرستان چابهار آمد.
در نزدیکیهای مسجد امام حسین (علیهالسلام) انفجار تروریستی عوامل استکبار رخ داد و ترکشهای آن به ناحیه سر نسترن اصابت کرد. این دختر نوجوان و باصفا در همان لحظات مظلومانه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
پیکر پاک او روز دوازدهم محرم در میان خیل عظیم عزاداران شهرستان بشرویه تشییع و در جوار شهدای شهرستان ارسک آرام گرفت.
زندگی کوتاه نسترن سرشار از شور، عشق و فعالیتهای انسانی بود. او نمونهای از ایمان، فداکاری و عشق به اهل بیت و میهن بود و شهادت او یاد و خاطرهاش را در دل خانواده، دوستان و جامعه زنده نگه داشت.
نسترن یادآور این است که حتی در سنین نوجوانی میتوان با قلبی پر از ایمان و ارادهای قوی، مسیر انسانیت و شجاعت را پیش گرفت و تأثیری پایدار بر اطرافیان و جامعه گذاشت.
نظر دهید