• تاریخ انتشار : 1405/06/11 - 23:18
  • تعداد بازدید : 26
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

روایت یک نگاه پدرانه؛ وقتی عطر وفای به عهد در خانه شهید پیچید

شب بود و گام‌هایمان به سوی خانه‌ای می‌رفت که دیوارهایش با عطر صبر، ایثار و خاطره یک شهید عجین شده بود؛ خانه شهید والامقام عزت‌الله شاهوزهی؛ خانه‌ای که هنوز صدای پدر در خاطرات فرزندانش زنده است و جای خالی‌اش، روایت سال‌ها صبوری یک خانواده را در خود دارد.

به گزارش ایثار، این دیدار با حضور مدیران کل بنیاد شهید و امور ایثارگران و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره) برگزار شد؛ اما آنچه در این شب رقم خورد، یک دیدار اداری و تشریفاتی نبود. آمدن به این خانه، یادآوری یک عهد بود؛ عهدی برای شنیدن، پیگیری کردن و کنار خانواده شهید ماندن. 

 

 

 

 

 

 خانواده شهید، خاطره دیدار سال ۱۴۰۳ با رهبر معظم انقلاب را برایمان روایت کردند؛ دیداری که هنوز پس از گذشت زمان، گرمای محبت و نگاه پدرانه رهبر انقلاب را در دل آنان زنده نگه داشته است. این انگشتر متعلق به شماست...

 

 

 

 

 پسر شهید با چشمانی پر از احساس خاطره‌ای را تعریف می‌کرد که گویی همین دیروز اتفاق افتاده است.

 

 

 

 

می‌گفت: پس از سخنرانی، وقتی فرصت دیدار نزدیک فراهم شد آقا از لحن و لهجه‌ام متوجه شدند که از بلوچستان آمده‌ام. با لبخند و مهربانی فرمودند: چرا لباس زیبای بلوچی نپوشیدی؟ چقدر خوب و دلگرم‌کننده است که از بلوچستان هم فرزند شهید در جمع ماست. 

 

 

 

 

 سپس دست بر سرم کشیدند و خواستند انگشترشان را به من هدیه کنند. انگشتر به سختی از دستشان خارج می‌شد.

 

 

 

 

با نگرانی گفتم: آقا جان خودتان را اذیت نکنید اگر درنمی‌آید اصراری نیست. 

 

 

 

 

اما ایشان با همان نگاه مهربان و پدرانه فرمودند: نه! این انگشتر متعلق به شماست و سرانجام انگشتر را به همراه چفیه متبرکشان به من هدیه کردند، یادگاری که برای یک فرزند شهید تنها یک هدیه نیست، نشانی است از مهر و محبتی که هیچ‌ گاه فراموش نمی‌شود. اگر باباهایتان رفتند من هستم...

 

 

 

 

 دختر شهید با بغضی که هنوز در صدایش موج می‌زد، از جمله‌ای گفت که بیش از هر چیز دیگری در ذهن و قلب خانواده مانده است.

 

 

 

 

رهبر معظم انقلاب خطاب به فرزندان شهدا بر ادامه راه پدرانشان تأکید کرده و به همسران شهدا فرمودند که فرزندان را در مسیر عزت، ایمان و ایثار تربیت کنند. 

 

 

 

 

سپس با کلامی که برای همیشه در خاطر آنان ماند فرمودند: اگر باباهای شما رفتند شما تنها نیستید؛ من هستم... فرزندان شهدا مثل فرزندان خود من هستند. 

 

 

 

بعد با همان روحیه عارفانه‌ای که کلامشان را دلنشین می‌کرد افزودند: البته شهادت آرزوی ما هم هست...

 

 

 

 همین چند جمله کافی بود تا بغض سال‌ها دوری از پدر با اشک شوق درهم آمیزد، اشکی که این بار از جنس تنهایی نبود از جنس احساس پناه و محبت پدرانه بود. عهدی که روی زمین نماند

 

 

 

 

 همسر شهید نیز از توجه ویژه رهبر معظم انقلاب به خانواده‌های شهدا و مردم سیستان و بلوچستان گفت؛ از همان دیداری که در آن دغدغه‌ها و مشکلات خانواده با دقت شنیده شد و بر پیگیری و رفع مسائل آنان تأکید شد.

 

 

 

امشب پس از گذشت زمان، خادمان خانواده شهدا در بنیاد شهید و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) به این خانه آمدند تا نشان دهند آن نگاه پدرانه و آن دستور در گذر زمان به فراموشی سپرده نشده است.

 

 

 

 پیگیری میدانی مشکلات خانواده شهید برای آنان معنایی فراتر از یک اقدام اداری داشت، نشانه‌ای بود از اینکه عهد با خانواده شهدا عهدی برای امروز و فردا نیست، عهدی است که باید تا آخر پای آن ایستاد.

 

 

 

 

 خانواده شهید با چشمانی بارانی و دلی سرشار از خاطره گفتند: آقا همیشه سر قولشان هستند...

 

 

 

 آنان از رهبر معظم انقلاب به عنوان پدری دلسوز یاد کردند، پدری که در سال‌های پس از شهادت فرزندشان تکیه‌گاهی برای خانواده‌های شهدا بوده است.

 

 

 

 

اما این بار در میان تمام خاطرات یک جمله بیشتر از همه در دل نشست: با شهادت ایشان احساس کردیم دوباره پدرمان را از دست داده‌ایم... 

 

 

 

 و حالا این خانواده چشم‌انتظار دیدار با آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای یادگار رهبر فقیدشان هستند، دیداری که برای آنان تنها یک ملاقات نیستدبلکه ادامه همان رشته محبت و پیوندی است که سال‌ها پیش در خانه‌ای از جنس نور آغاز شد.

 

 

 

 شهدا می‌روند اما عهد با آنان باقی می‌ماند راهشان پررهرو، یادشان جاودان و پرچم عزت، ایثار و وفاداری به آرمان‌ هایشان تا همیشه برافراشته باد.

کلمات کلیدی

تصاویر

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید