• تاریخ انتشار : 1405/04/07 - 10:07
  • تعداد بازدید : 20
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

به یاد سیدالشهدای سیستان و بلوچستان؛ آیت الله سید محمد تقی حسینی طباطبایی به مناسبت سالگرد فاجعه خونین هفت تیر

در شبانگاه ۷ تیر ۱۳۶۰ آیت الله سید محمد حسینی بهشتی، رییس وقت دیوان عالی کشور و بیش از ۷۰ نفر از مقامات و چهره های برجسته سیاسی از جمله چهار وزیر، چند معاون وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی در جریان انفجار مقر اصلی این حزب توسط منافقین کور دل در سرچشمه تهران به شهادت رسیدند.

یکی از این شهدای بزرگوار آیه الله سید محمد تقی حسینی طباطبایی بودند که تلاش‌های فراوانی برای وحدت شیعه و سنی کرد و نقش بسیار مهمی در فرار مبارزان متعهد داشت. بارها ساواک به ضرب و شتم و اهانت نسبت به ایشان پرداخت و به تهران احضارش کرد.

 

 

حضور شهید در سیستان عامل آرامش و امنیت و امید مردم ستم دیده و نیازمند بود، خانه اش مأمن و پایگاه استقبال و پذیرش علما و شخصیت های مبارز تبعیدی به شهر زابل بود و عامل مساعدت و کمک به انقلابیون، همانند شهید اندرزگو و شهید محمد منتظری در خروج از کشور از طریق کشورهای افغانستان و پاکستان به شمار می رفت به همین دلیل در سال ۱۳۵۳ توسط ساواک رژیم طاغوت دستگیر و در تهران زندانی شد و پس از یک سال مقاومت، آزاد شد پس از آزادی از زندان آقا ممنوع المنبر شده بود و اجازه سخنرانی نداشت. یک روز تصمیم گرفت سخنرانی کند و فرمود: به من گفته اند بر منبر سخنرانی نکنم نه تریبون، دستور داد برایش تریبونی آماده کنند و برای مردم سخنرانی کردند. 

 

 

وی در پیروزی انقلاب و هدایت مردم زابل نقش مؤثری  داشت و پس از پیروزی انقلاب به نمایندگی از مردم زابل به مجلس شورای اسلامی رفت و در آنجا یکی از ائمه جماعت مجلس بود.

 

 

 

ایشان مجتهدی مسلم در کسوت نمایندگی مردم شریف سیستان در مجلس شورای اسلامی که حقیقتا در دل مردم جای داشت. روحانی انقلابی و خوش فکر از دل مردم، در میان مردم و در خدمت مردم که فاصله او با مردم فقط درب خانه اش بود که آن هم همیشه باز بود از دفتر و دستک و از گرفتن وقت قبلی خبری نبود هرکس زودتر می آمد زودتر خدمت آقا می‌رسید حقیقتا و از روی اعتقاد راسخ  ذوب در رهبری حضرت امام (ره) بودند و با مقام معظم رهبری هم دوستی و رفاقت دیرینه داشتند.

 

 

 اوایل انقلاب مقام معظم رهبری به عنوان نماینده امام (ره) در شورای عالی دفاع به شهرستان زابل آمدند بالگرد ایشان مقابل در ورودی هنگ شهرستان زابل خیابان ارتش فعلی به زمین نشست به اتفاق چند نفر از دوستان توفیق استقبال از ایشان را داشتیم پس از مراسم به درخواست ایشان مستقیم منزل محقر آیه الله حسینی طباطبایی رفتیم این دو بزرگوار چنان همدیگر را در آغوش گرفتند که گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و واقعیت هم همین بود بعدها فهمیدیم که در مشهد همدرس بوده اند البته نوع برخورد و گعده ایشان با همدیگر در حد یک هم درس و هم حجره و دوستی معمولی نبود بلکه از قبل روابط بسیار محرمانه و مهمتری با هم داشتند که ما از آن بی خبر بودیم و همین روابط بود که حضرت آقا اول بر ایشان وارد شدند.

 

 

شهید حسینی علاوه بر اینکه طرف مشورت در مسائل مهم مملکتی بودند در ارتباط با مردم بسیار ساده زیست و خاکی بودند همین خصایص باعث شده بود که در دل مردم جای داشته باشد 

 

 

مسئله وحدت در آن زمان هنوز از هفته وحدت خبری نبود برای ایشان بسیار مهم و حیاتی بود و این در سلوک ایشان دیده میشد مثلاً ارتباط دوستانه و تنگاتنگ شهید با مولوی محمدگل لوطکی (حسن زهی) زبانزد خاص و عام بود. شاید هم همین روابط باعث جرقه وحدت شده بود کسی چه میداند همین دوستی و رفاقت به عنوان نماد وحدت باعث شده بود که تصویر این دو بزرگوار بر روی اسکناس پنجاه تومانی آن زمان نقش ببندد. 

 

 

ایشان به عنوان یکی از پیروان واقعی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری که از دوران تحصیل در مشهد با ایشان آشنا بودند خدمات قابل توجهی به منطقه و کشور ارائه کرد. 

 

 

شهید محمدتقی حسینی طباطبایی سرانجام در شبانگاه ۷ تیر ۱۳۶۰ به همراه هفتاد و دو تن از خدمتگزاران مخلص نظام و انقلاب به دست منافقین کوردل بر اثر انفجار بمب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران به درجه والای شهادت نائل شد. گویی با خون خود سیستان و بلوچستان را بیمه کرد. 

 

 

چون پس از شهادت ایشان یک رنگی و یکدلی در بین مردم منطقه موج میزد در جلسات بزرگداشت ایشان همه مردم از کوچک بزرگ و زن و مرد، شیعه و سنی و سلایق سیاسی گوناگون حضور چشمگیری داشتند که نشان میداد شهید یک چهره ملی و مورد احترام سلیقه های مختلف بود. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 

کلمات کلیدی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید